تبليغاتX

اينم موزيك مجـــــــــــــــيد خراطــــها                         ،                                                    



غریبـــی بــد دردیســـت«----(¯´v´¯)«
بازگشت

 

بعد از ۶ماه من بازگشتم

مي خوام بازم بنويسم

 

 

اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

 روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

 ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

 گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

 توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

 گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

 صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

 گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

نوشته شده توسط محمد ت | موضوع: | لينک ثابت |

عــــــــــــشــــــــــــــــــــق

 

زمان می گذره....بهت می گه دوستت داره و تو تک ستاره آسمون قلب شی....حالا دیگه تو خوشبخت ترین آدم روی زمینی چون اون و داری......و حاضری به خاطرش همه رو فراموش کنی؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط محمد ت | موضوع: عشق | لينک ثابت |

رفتی........

 

رفتي و تنهام گذاشتي

توي اين دنياي نامرد

يه نگاه به رنگ و روم كن

بم بگو چرا شده زرد؟

رفتي و منو نبردي

آخه اين رسمشه زيبا؟

قطره اشكام شده بارون

زير پام شده يه دريا

رفتي تا كجا رسيدي؟

آخرش خدا رو ديدي؟

مگه من رو دوست نداشتي؟

پس چرا ازم بريدي؟

رفتي كه ديوونه ترشم؟

من كه مجنون تو بودم

شايدم براي عشقت

من ديگه لايق نبودم

رفتي وتولدم شد

هديم وبهم ندادي

خونمون خونه ي غم شد

بجاي خونه ي شادي

رفتي دريا رو ببيني

اما راه تو عوض شد

مرغ عشق تو دلامون

راهيه راه قفس شد

رفتي فكر نكردي رفتن

يه رفيق راهي ميخواد

تو با رفتنت زپيشم

زندگيمو دادي برباد

رفتي و حرفا شروع شد

حرفهاي مردم اين شهر

حرفاشون مثل يه خنجر

خنجري با تيغه ي زهر

روي قلب من نشستن

قلب خستم و شكستن

وقتي ديدن بي پناهم

دستاي عشقم و بستن

حالا ديدي چي كشيدم

ديدي به كجا رسيدم

واسه ي مرگم دعا كن

ديگه از دنيا بريدم

نوشته شده توسط محمد ت | موضوع: دوستی | لينک ثابت |

ای کاش مثل قدیما....

  N

يادش بخير اون قديما

وقتي شهاب وميديديم تو آسمون

چشمامون وميبستيم و

رازو نياز ميكرديم و

دعا ميكرديم واسه هم

آرزوهاي خوب ميكرديم واسه هم

اما حالا خيلي وقته كه ازهم خبر نداريم نازنين

خيلي وقته كه ديگه شهاب نمي بينيم عزيز

خيلي وقته كه ديگه دعا نميكنيم واسه هم

خيلي وقته كه اصلا" همديگرو نديده ايم

نازنين اين رسم عاشقي نبود

اين حس عاشقي نبود

اگه من بخوام براش اسم بزارم

ميزارم هوس عزيزم فقط هوس

دل من خيلي ظريفه خودتم اين وميدوني

راستي، ميدوني و ديگه پيشم نميموني

دلم امشب ياد قديما ميكنه

دلم امشب دوست داره شهاب ببينه نازنين

باز دوباره واسه تو

آرزوكنه اي نازنين

ميخوام امشب ببينم صورت ماه تو عزيز

ميخوام از گذشته ها حرف بزنيم

آخ كه چقدر زود از يادم ميره

اون گذشته هاي شيرين هميشه

بنويس برام تا من تو نامه هم ببينمت

نامه هاتو بخونم اشك بريزم تو اشكهامم ببينمت

نميخوام گريه كنم ولي اشكهام امونم نميده

ياد گذشته هاي خوب از فكرم بيرون نميره

ميدونم رفتي سفر

اما بيا پيشم بازم

دل من طاقت دوريت و نداره عزيزم

صبح تا شب واسه دلم اشك ميريزم

صبح تا شب ،هفته به هفته من به يادتم نازنين

اگه صدسالم بشه بازم ميخوامت نازنين

دل من گذشته هاروبازميخواد

در كنارهمديگه نشسته بوديم وميخواد

يادم مياد اون قديما رسم عاشقي اين نبود

كه دل از ياربگيري به كسي ببندي و دل نگيري

گريه امونم نميده ،يادگذشته من وول نميكنه

ميخوام ديگه رها بشم

عاشق يه شهاب بشم

من كه نميتونم توروازيادببرم

توفكري كن،ازيادمن برو بيرون

نميخوام بهم بگي چي بيمعرفتي

نميخوام وقتي ديديم چشات وروم وانكني

خودت برو تا اگه بازم ديديم

تو خودت شرمنده باشي نازنين

نازنين اين رسم عاشقي نبود

نوشته شده توسط محمد ت | موضوع: دوستی | لينک ثابت |